ورود / ثبت‌ نام

ازدواج سفید؛ آری یا نه؟ نگاهی علمی و روان‌شناختی

تعداد نظرات :0
آنچه در این مقاله میخوانید ..

ازدواج سفید؛ آری یا نه؟ نگاهی علمی و روان‌شناختی

ازدواج سفید؛ آری یا نه؟ نگاهی علمی و روان‌شناختی

مقدمه

ازدواج سفید یا هم‌باشی بدون ثبت رسمی ازدواج، پدیده‌ای است که در دهه‌های اخیر در بسیاری از جوامع به‌ویژه در کشورهای غربی رشد چشمگیری داشته است.

در این نوع رابطه، دو نفر بدون عقد رسمی یا ثبت قانونی، در کنار هم زندگی می‌کنند و تعهدات آن‌ها بیشتر بر اساس توافق شخصی است تا قوانین حقوقی. این سبک زندگی به دلایل گوناگون از جمله تغییر نگرش نسل جوان به تعهدات سنتی، مسائل اقتصادی، و آزادی‌های فردی افزایش یافته است.

اما همچنان پرسش اساسی این است که آیا ازدواج سفید انتخابی سالم و پایدار برای زندگی مشترک است یا می‌تواند پیامدهای منفی به همراه داشته باشد؟

تعریف و پیشینه ازدواج سفید

ازدواج سفید یا cohabitation به معنای هم‌زیستی دو فرد بدون ازدواج قانونی یا مذهبی است. بر اساس گزارش‌های آماری، در ایالات متحده، بیش از ۶۰ درصد ازدواج‌ها با هم‌باشی آغاز می‌شوند (Manning & Stykes, 2015). این روند در اروپا حتی بیشتر است؛ به‌گونه‌ای که در برخی کشورها هم‌باشی رایج‌تر از ازدواج رسمی است (Perelli-Harris & Bernardi, 2015).

دلایل گرایش به ازدواج سفید

  1. دلایل اقتصادی: افزایش هزینه‌های ازدواج و مسکن بسیاری از جوانان را به سمت هم‌باشی سوق داده است.
  2. ترس از تعهد: برخی افراد ازدواج سفید را راهی برای تجربه زندگی مشترک بدون الزامات قانونی و اجتماعی می‌دانند.
  3. آزادی فردی: افراد در این نوع رابطه احساس آزادی بیشتری دارند و کمتر تحت فشار هنجارهای سنتی هستند.
  4. تجربه پیش از ازدواج رسمی: عده‌ای از هم‌باشی به‌عنوان مرحله‌ای آزمایشی پیش از ازدواج استفاده می‌کنند.

مزایای ازدواج سفید

  • شناخت بهتر شریک زندگی: پژوهش‌ها نشان می‌دهند که هم‌باشی به زوجین فرصت می‌دهد قبل از تصمیم‌گیری قطعی، سازگاری خود را ارزیابی کنند (Jose et al., 2010).
  • انعطاف‌پذیری بیشتر: جدایی در ازدواج سفید ساده‌تر از طلاق قانونی است و هزینه روانی و مالی کمتری دارد.
  • کاهش فشار اجتماعی: برای برخی افراد، این سبک زندگی به معنای آزادی از سنت‌ها و چارچوب‌های اجتماعی است.

پیامدهای منفی ازدواج سفید

  • عدم ثبات و امنیت: مطالعات نشان داده‌اند که هم‌باشی نسبت به ازدواج رسمی با نرخ بالاتر جدایی همراه است (Lichter et al., 2006).
  • سلامت روانی: برخی تحقیقات گزارش می‌دهند که زوج‌های هم‌باش بیشتر در معرض افسردگی و اضطراب ناشی از نبود تعهد پایدار هستند (Brown, 2017).
  • آسیب به فرزندان: فرزندانی که در خانواده‌های هم‌باشی به دنیا می‌آیند، بیشتر با خطر بی‌ثباتی خانوادگی و مشکلات رفتاری روبه‌رو می‌شوند (Manning, Brown, & Stykes, 2014).
  • ابهام در حقوق قانونی: در بسیاری کشورها، زوج‌های هم‌باش از نظر حقوقی در زمینه ارث، حضانت فرزند یا حمایت مالی پس از جدایی با مشکلات جدی مواجه‌اند.

دیدگاه روان‌شناسی

از منظر روان‌شناسی، ازدواج سفید می‌تواند دو جنبه داشته باشد:

  1. تجربه مثبت: برای برخی زوج‌ها که مهارت‌های ارتباطی قوی دارند، هم‌باشی فرصتی است برای رشد، شناخت عمیق‌تر و ایجاد رابطه‌ای پایدار.
  2. تجربه منفی: برای بسیاری دیگر، نبود تعهد رسمی موجب افزایش احساس ناامنی، بی‌اعتمادی و اضطراب می‌شود که به مرور رابطه را فرسوده می‌کند.
  3. مقایسه ازدواج سفید و ازدواج رسمی

  • تعهد: ازدواج رسمی با قرارداد قانونی و اجتماعی همراه است، در حالی که ازدواج سفید بیشتر بر پایه توافق شخصی است.
  • ثبات: آمارها نشان می‌دهند ازدواج رسمی از نظر طول عمر رابطه پایدارتر است.
  • پذیرش اجتماعی: ازدواج سفید هنوز در بسیاری فرهنگ‌ها و جوامع پذیرفته نشده و می‌تواند موجب طرد اجتماعی شود.

نتیجه‌گیری

ازدواج سفید پدیده‌ای است که در دنیای مدرن رشد کرده و نمی‌توان آن را نادیده گرفت. این نوع رابطه در عین حال که می‌تواند فرصتی برای شناخت و تجربه باشد، با خطرات جدی مانند عدم ثبات، مشکلات روانی و آسیب‌های اجتماعی همراه است.

انتخاب میان ازدواج سفید و ازدواج رسمی به ارزش‌ها، باورها، شرایط فرهنگی و اهداف فردی بستگی دارد. آنچه اهمیت دارد این است که زوجین با آگاهی کامل از پیامدها تصمیم بگیرند.

منابع

Brown, S. L. (2017). Marriage and child well-being: Research and policy perspectives. Journal of Marriage and Family, 79(5), 1186–1204.Jose, A., O’Leary, K. D., & Moyer, A. (2010). Does premarital cohabitation predict subsequent marital stability and marital quality? A meta-analysis. Journal of Marriage and Family, 72(1), 105–116.Lichter, D. T., Turner, R. N., & Sassler, S. (2006). National estimates of the rise in cohabitation. Demography, 43(2), 255–275.Manning, W. D., Brown, S. L., & Stykes, J. B. (2014). Family complexity among children in the United States. The ANNALS of the American Academy of Political and Social Science, 654(1), 48–65.Manning, W. D., & Stykes, J. B. (2015). Twenty-five years of cohabitation research in the United States: Trends and implications. Family Relations, 64(3), 401–416.Perelli-Harris, B., & Bernardi, L. (2015). Exploring social norms around cohabitation: The life course, individualization, and culture. Demographic Research, 33, 701–732.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *